امروز: سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶
کد خبر: 24128
تاریخ انتشار: ۳:۱۸ ب.ظ - چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۶/۱۰
چاپ خبــر
یادداشت/

باید خوب بدانیم که ایران ما با این نام و نشان، بیماری است که از مرض «نفتی شدن» رنج میبرد. پس اگر دل به سوی آینده داریم کاری کنیم که ذهنیت مان از پولِ نفتی پاک گردد

پایگاه خبری نایین نا، سید مهدی موسی کاظمی / دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تهران، بارها شنیده ایم که تصوف، دینداری و زهد گراییِ انباشته در ناخود آگاه جمعی ما ایرانیان، خود یکی از موانع توسعه است. اما به زعم من صدور چنین حکمی به جا نیست. اگر امروز به جامعه، سیاست، اقتصاد و خصوصا تجلی همه این امور در زندگی روز مره مان بنگریم، نه تصوف و زهد بلکه منفعت محوری، مصرف گرایی، مادی گرایی مفرط، اقتصادی شدن همه امور و ذهنیت رانتی ماست که در را به روی هر تغییری بسته است.

در شرایطی که ما در همه سطوح تنها در پی ارضای نیازهای طبیعی خویش هستیم و در این راه گویِ سبقت را از دیگران می رباییم، در وضعیتی که حتی مسئولان سیاسی نیز در مناصب خود تنها در پی ثروت اندوزی و چپاولند، در حالیکه حتی انتخابات یعنی اجتماعی ترین نهاد سیاسی خود به صحنه مبادله اقتصادی رای بدل شده است، در میانۀ ذهنیت های غیر تولیدیِ ما که تنها در پی منصبی دولتی هستیم تا سهمی از کیک نفتی را برای خویش جدا سازیم، در شرایطی که صدا وسیمایِ شریف ما پس از پخش سخنان شعار گونه مسئولان و دولتمردان، به وقت تبلیغات تنها بارانِ پول، شمش طلا و صفرهای جوایز نقدی را برایمان به ارمغان می آورند، در این بین که متصدیان دین این سرزمین تنها به روضه خوانی و شریعت گویی بر سر منابر و در پیش رسانه ها مشغولند و هیچ قصدی برای نهیب اخلاقی برای ما را ندارند و در وضعیتی که حتی دولت های نیمه اصلاح جو نیز توان و اراده تغییر این رویه مضحکِ نفتی را ندارند و به جای تشویق تولید و بر قراری نظام مالیاتی صحیح مبتنی بر صنعت تنها به فروش نفت، توزیع پول و مالیات گیری از قشر پایین و متوسط جامعه تکیه دارند؛ جایی برای زهد و تصوف نیست که این “عدم ” را به آن نسبت دهیم .
بیش از همه اگر قصد خروج از این مسیر آونگی و سیکل وار برای کشورمان را داریم باید ابتدا از ذهنیت ها شروع کنیم. تا زمانی که ذهنیتمان اقتصادی است حتی بهترین دولت های توسعه گرا نیز توان اقدام برای خروج از این وضعیت را نخواهند داشت. پس اگر امروز برای اصلاح خود و اطرافیان خود از عرفان ِمولانا، زهدِ سنایی، بی نیازیِ بودا و شوپنهاور،  ایمانِ کیرکگور و مرگ آگاهیِ هایدگر سخن گفتیم، راه را بیراهه نرفته ایم. اگر چیزی باشد که بتوان ذهنیت معیوب خودمان را سامان بخشیم چرا از آن روی بر گردانیم و تنها به نهاد ها و عقل توسعه گرا چشم بدوزیم.
باید خوب بدانیم که ایران ما با این نام و نشان، بیماری است که از مرض «نفتی شدن» رنج میبرد. پس اگر دل به سوی آینده داریم کاری کنیم که ذهنیت مان از پولِ نفتی پاک گردد ، شاید که دولتی توسعه گرا و آینده نگر به جراحی این تومور بدخیم، کاری را آغاز کند. به قول نویسنده محترمی پیش از اینکه” پول مارا با خود ببرد”کاری کنیم و گرنه به دولتمردان، نهاد های سیاسی و اقتصادی، نظام دینداری و رسانه های عمومی مان امیدی نیست. ..

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها