امروز: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶
کد خبر: 20742
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۲ ق.ظ - چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۲/۲۶
چاپ خبــر
Share

واقعاً چه اتفاقی روی داده است که رهبری در جمع طلاب و اندیشمندان دینی کشور بر این نکته تأکید می‌کند که باید انقلابی ماند و از انقلاب دفاع کرد.

به گزارش نائین نا؛ رهبر معظم انقلاب روز گذشته برای چندمین‌بار متوالی طی سال‌های اخیر ضمن تأکید بر انقلابی ماندن و انقلابی فکر کردن، از خطری یاد کردند که به تعبیر معظم‌له حوزه‌های علمیه را تهدید می‌کند.« خطر انحراف از انقلاب».

برای تبیین این هشدار ابتدا لازم است به ریشه‌های شکل‌گیری خطری که انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند، بپردازیم.
نظم نوین جهانی را می‌توان یکی از مهم‌ترین استعاره‌ها و اصطلاحات سیاسی سه دهه گذشته در بین متون سیاسی، سخنرانی و مذاکرات گوناگون در سطح سران کشورها نامید.
اولین باری که بحث نظم نوین جهانی به عنوان یک واقعیت مطرح شد، زمانی بود که ایالات متحده امریکا و ۲۶ کشور همپیمان برای عقب زدن رژیم صدام حسین وارد منطقه خلیج فارس شده بودند.

در این لشکرکشی بیش از یک میلیون نیروی نظامی که در بین آنها ۵۰۰ هزار نظامی امریکایی حاضر بودند، در نبردی ۴۰ روزه با بمباران سنگین هوایی کشور عراق، زیرساخت‌های آن را نابود و کویت را از اشغال عراق آزاد کردند.

این اتفاق بنا به نظر اغلب کارشناسان و صاحبنظران بین‌المللی به عنوان طلوع عصر جدیدی از چینش قدرت‌های جهانی شناخته شد. اتحاد جماهیر شوروی عملاً وجود خارجی نداشت و تنها روی کاغذ نشانی از آن باقی مانده بود.
چند ماه بعد اتحاد جماهیر شوروی با طرح گورباچف برای ایجاد فضای باز سیاسی از هم فروپاشید.

نظام دوقطبی از بین رفته بود. امریکا تقریباً ۴۰ درصد تولید ناخالص ملی دنیا را در اختیار داشت و چین به عنوان تنها کشوری که می‌توانست داعیه مقابله با امریکا را داشته باشد، مشغول توسعه اقتصادی و بازسازی زیرساخت‌های اقتصادی بود.

از همین رو جورج بوش، رئیس‌جمهور وقت امریکا در سخنرانی خود خطاب به کنگره امریکا از اصطلاح نظم نوین جهانی یاد کرد؛ نظمی که امریکا به عنوان قدرت مطلق در رأس آن قرار داشت و تمام بازیگران جهانی باید در چارچوب این نظم جهانی خود را تعریف می‌کردند.
در چارچوب همین نظم بود که کنفرانس صلح مادرید بین جنبش فتح و رژیم صهیونیستی برگزار و مذاکرات سازش برای ایجاد دو کشور فلسطینی آغاز شد که البته هم‌اکنون نیز به جایی نرسیده است. اوج این نظم جهانی را می‌توان در سال ۲۰۰۱ و لشکرکشی امریکا به افغانستان و عراق دید که قدرت نظامی امریکا در نقطه نهایی خودنمایی خود تبدیل به لشکر آزادی شد، اما در این میان یک کشور همواره برخلاف این مسیر حرکت کرده و آن را به طور کامل زیر پای خود گذاشته است و آن کشور هم کشوری جز جمهوری اسلامی نبوده است.

ایران و حرکت برخلاف ساختار‌های قدرت جهانی
نظام جمهوری اسلامی ایران از بدو پیدایش خود برخلاف نظام حاکم بر جهان که از سوی قدرت‌های بزرگی دیکته شده، حرکت کرده است. انقلاب اسلامی ایران درست در زمانی روی داد که کارتر ایران را به عنوان جزیره ثبات در منطقه خاورمیانه و ستونی محکم در سیاست دو ستونی خود در منطقه به همراه عربستان سعودی می‌دید.
با این حال نظام جمهوری اسلامی که از دل یک انقلاب مردمی و دینی بیرون آمد، عملاً تمام این مسئله را به هم ریخت. نظام جمهوری اسلامی برخلاف نظام دوقطبی در دنیا حرکت می‌کرد و شعار نه غربی نه شرقی دقیقاً در همین مسیر قرار دارد.
در چارچوب همین مسئله بود که ایران در اوج کمک‌های نظامی شوروی به عراق در جریان جنگ تحمیلی حاضر نمی‌شود که حمایت خود را از مجاهدان افغانی برای کاهش این فشار قطع کند. به دلیل همین شعار بود که ایران رژیم صهیونیستی را یک نظام غیرمشروع دانسته و از بین بردن آن به عنوان یک هدف نهایی مرتباً از سوی ایران تکرار شده است.
در همین چارچوب بود که ایران حمایت خود را از گروه‌هایی همچون حزب‌الله لبنان و حماس همچنان ادامه می‌دهد و کوچک‌ترین تغییری را نیز در این مسئله نیز نمی‌پذیرد.

شاید بزرگ‌ترین دلیلی که اوباما حاضر می‌شود به صورت رسمی بر حق ایران در منطقه خاورمیانه صحه بگذارد، همین مسئله است. با این حال برخی تغییرات و صداها در محیط داخلی ایران سبب شده است برخی تحلیلگران خارجی این نکته را مطرح کنند که محافلی قصد حرکت به سمت هضم شدن ایران در نظم نوین جهانی به رهبری امریکا را دارند.

برجام و نفوذ
بزرگ‌ترین تحول در این مسیر امضای تفاهمنامه برجام بین ایران و شش قدرت جهانی بود. تفاهمنامه‌ای که به صورت رسمی این مسئله را مطرح کرد که ایران در مسیر آشتی با قدرت‌های جهانی حرکت می‌کند. از سوی دیگر سیاستمداران غربی‌ این نکته را مطرح کرده‌اند که اجرای برجام می‌تواند به برخی تغییرات داخلی در فضای سیاسی ایران بینجامد که باعث قابل پیش‌بینی شدن رفتار ایران در عرصه بین‌المللی به خصوص مسائل منطقه‌ای شود.

قابل پیش‌بینی شدن این رفتار چیزی جز تبعیت ایران از قواعد نظم امریکایی حاکم بر دنیا نیست. قواعدی که حمایت ایران را از گروه‌های مقاومت منع کرده و اقتصاد ایران به طور کامل در خدمت منافع شرکت‌های جهانی قرار می‌دهد؛ نکته‌ای که عملاً ایران به یک مصرف‌کننده درجه ۲ و فروشنده مواد خام تبدیل می‌کند.

رهبری از چه چیز احساس خطر می‌کنند
ضرورت هضم شدن در نظم جهانی نکته‌ای است که مدام از بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم از سوی برخی وابستگان و مشاوران این دولت تکرار می‌شود. مهم‌ترین منادی این نظریه محمود سریع‌القلم، مشاور رئیس‌جمهور است که بارها و بارها نظر خود را در این رابطه تکرار کرده است. سخنانی همچون مطرح کردن مزیت نسبی ایران در تولید قرمه سبزی را می‌توان در همین راستا تحلیل کرد. از آنجا که نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از آنکه مبتنی بر فرم باشد بر عمق و هویت خود متکی است، هضم شدن در نظام جهانی عملاً این هویت را از بین می‌برد.
در پاسخ به همین مسئله است که مقام معظم رهبری در طول دو سال گذشته بارها و در مقاطع گوناگون با عبارات و مسائل مختلف بر این نکته تأکید کرده‌اند که انقلاب و حرکت انقلابی باید باقی بماند. با جست‌وجوی کوتاهی در سخنرانی‌های ایشان می‌توان عباراتی همچون «من انقلابی‌ام»، «مجلس خبرگان باید انقلابی بماند»، «در مقابل جریان غیرانقلابی داخل نظام باید ایستاد» و جملاتی از این قبیل را یافت که همگی آنها بر استمرار حرکت‌های انقلابی و دوری از محافظه کاری تأکید دارد.

ایشان در سخنرانی دیروز خود در جمع طلاب و روحانیون به این مسئله اشاره و تأکید کردند: «علت اصلی مخالفت نظام سلطه با جمهوری اسلامی، ایستادگی ایران در مقابل نظام ظالمانه‌ جهانی است. اگر این ایستادگی نباشد هر اسم و شکلی داشته باشید، نظام سلطه با شما مخالفتی نخواهد داشت.»
رهبر معظم انقلاب در ادامه سخنان خود با اشاره به مخالفت با انقلاب و اصول انقلابی به صورت زیر پوستی می‌فرمایند: «گاه به‌صراحت با اصل انقلاب مخالفت می‌شود اما گاهی غیرمستقیم با مبانی و مبادی اعتقادی انقلاب مخالفت می‌شود که باید در این زمینه حساس بود و تأکید مکرر بر ضرورت هوشیاری در مقابل استکبار و امریکا به همین علت است.» در نهایت رهبری درباره ضرورت عدم هضم شدن در نظم جهانی مورد نظر امریکا می‌فرمایند: «اگر نظام اسلامی در قبال نظم منحط جهانی، هویت خودش را از دست داد شکست خواهد خورد.

اینکه می‌بینید من مسئله‌ استکبار و امریکا را تکرار می‌کنم از روی عادت نیست؛ احساس خطر می‌کنم.»
واقعاً چه اتفاقی روی داده است که رهبری در جمع طلاب و اندیشمندان دینی کشور بر این نکته تأکید می‌کند که باید انقلابی ماند و از انقلاب دفاع کرد.

آیا همان نشانه‌هایی که برخی تحلیلگران خارجی در حرکت زیرپوستی برخی محافل به سمت حضور جدی‌تر ایران در نظم جهانی مشاهده می‌کنند، رهبری با دقت بیشتر مورد تجزیه و تحلیل قرار نداده‌اند.

به طور حتم نگرانی رهبری در این باره پیوند نزدیکی با اتفاقاتی که در طول یک سال گذشته در کشور روی داده است، دارد و اتفاقاً دولت نیز به عنوان مجری وظیفه سنگینی را برعهده دارد.

شاید گذشت زمان ابعاد بیشتری از آنچه رهبری از آن به عنوان شبکه نفوذ نام می‌برند هویدا کند، اما آنچه مسلم است همان احساس خطر رهبری در قلب تمام دلسوزان نظام وجود دارد.

نویسنده : مهدی‌ پورصفا 

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها